~ ۲۹ بهمن ۱۳۸۷
حالا دیگه کاملا حس خوبی دارم. پیش شماره های اول و دوم مونوریل خیلی دیر به دستم رسید. دیرتر از بقیه دیدم و خوندم اما برای یک خوشحالی اصلا دیر نبود. وقتی اومد و خونده شد با خودم گفتم دیگه تموم شد. حالا یک چیزی هست که مثل بعضی ماه نامه ها تو ایران باید منتظرش موند. دیگه ورق زدن چندتا به ظاهر مجله و نشریه ایرانی که به اگر ورق نمی زدی سنگین تر بودی تموم شد. خوش حال باش که بالاخره تو این یک تیکه خاک استوایی هم یه نشریه فارسی درست و درمون پیدا شد که بگیری توی دست و بخونی. و چه چیزی از این برای من خوب تر, برای منی که لذت لمس کردن کاغذ روزنامه و مجله و کتاب با دست هام رو با چیزی عوض نکردم و نخواهم کرد.
می دونی لذت داشتن یک نشریه خوب یعنی چی ؟
— لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی - ۴ نظر
~ ۲۶ بهمن ۱۳۸۷
اشهدُ انَ دلتنگی های نا تمام *
* اقتباسی از یک توییت از نیکو
— لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیدهاند - دیدگاهها خاموش
~ ۲۵ بهمن ۱۳۸۷
صبح ساعت هشت کلاس دارم و باید رفت. صدای زنگ موبایل لعنتی بیدارم می کنه. اصلا حس ندارم. فقط از شدت کم خوابی تلو تلو می خورم و لباس می پوشم و روی کاناپه ولو می شم و سعی می کنم پوست موز یخ رو روی صورت بمالم تا اقلا یک کم بیدار شوم. سر کلاس من همه چی رو می فهمم. استاد اچ تی ام ال یاد می ده و من قشنگ یاد می گیرم هر چی روکه می گه اما واقعا درونم چیزی اتفاق افتاده. انگار روح ندارم. یک حال عجیب و مزخرف بدی بود. یکی دو بار هم نوک مداد نوکی رو توی دستم فرو کردم تا شاید حس و روحم برگرده اما هیچ چیزی نشد. ترسیده بودم. واقعا ترسیده بودم که نکنه من مردم و این روح من و این هاست که نشسته در کامپیوتر لب و اچ تی ام ال بازی می کنه.
برگشتم و کلی خوابیدم. الان معمولی ام. فهمیدم که بزرگ ترین شکنجه برای من کم خوابی و این هاست. همه این ها رو هم نوشتم که بگم بالشتم عشقه منه. یک رفیق شفیق که به صبوری و مهربونیش هرگز ندیدم.
*بهاره رضایی
— لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۲۳ بهمن ۱۳۸۷
* اگر بذارن خاتمی انتخاب بشه اون وقت من همیشه از تیر ماه هایی که خواهد آمد می ترسم, بدجور .
** سامان استرکی, نیازمند تنها یک سیمرغ نیست. یک سیمرغ دیگه هم باید همون موقع نقدا می گرفت. روحیه بالا داشتن خوب چیزیه.
*** این سایت تغییر خوب بلد است همه چیز را تغییر دهد.
**** بالاخره شهاب حسینی سیمرغ را گرفت. خدایا شکر! لیلا حاتمی هم سیمرغ را سال هاست در دست هایش دارد, از آن موقعی که مهرجویی لیلا را ساخت.
— لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۲۰ بهمن ۱۳۸۷
کندن از بلاگفا جز هل دادن روشن و کمک های زیاد مهران اصلا میسر نمی شد . بلاگفا سه سال تحمل ام کرد و من هم بزرگوارانه ! تحمل کردمش . اما دیگه خدایی بدجور روی اعصاب خودم و بقیه بود . الان هم اگه دقت کنید می بینید تاریخ آرشیو رو زده ۱۳۴۸ و هر کاری کرده (مهران) ماه ها به صورت جدا جدا توی آرشیو نیومده اما من باز تحمل می کنم . اگر دوست داشتید توی گوگل ریدر یا لینک های وبلاگ هاتون آدرس جدید رو اضافه کنید.
در پایان باز هم از مهران مهربون تشکر می شود .
— لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی - ۱۷ نظر