~ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷
پشت سر خاتمی نه آبی می ریزم و نه به سلامتی می گویم. برود خوش باشد با سرگرمی های خودش. هزار بار هم همه بگویند اخلاق گرایی او موجب انصرافش شد من فقط نیشخندی تحویل می دهم. خیلی چیزها از او در ذهن من ریز ریز شد و این به ظاهر اصلا اهمیتی ندارد. می گویم به درک که چهار سال دیگر باید دست و پا زد.
بله, به همین راحتی تمام شد.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی - ۲ نظر
~ ۲۴ اسفند ۱۳۸۷
تحمل کن کنار گریه من
به یاد دلخوشی های فراموش (+)
— لینک مستقیم | تمجیدی جات - دیدگاهها خاموش
~ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷
همه آدم ها بعد از مرگشون عزیز میشن, بیشتر از همه برای غریبه ها.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۱۵ اسفند ۱۳۸۷
چه چیز برای من خسته و گرما زده بدتر از اینکه وقتی می رسم به سکو می بینم که در قطار بسته شده و دارد حرکت می کند و من باید نیم ساعت منتظر بعدی بشینم.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۱۴ اسفند ۱۳۸۷
دلم سوخت. برای خودم. برای تمام آن شب بیداری هایی که می نشستم پا به پای بابا و دادگاهش را تماشا می کردم. عق ام گرفت از کارش. باور شد کارش مثل کارهای خیلی های دیگر اما کامل هضمش نکردم. گرچه خیلی وقت است که به درک شده است جمله ثابت پایان همه خبرخوانی های انتخاباتی ام اما نشد از کنار این کار که کمی بیشتر از هزار کار مسخره دیگر دست چپی ها که شکر خدا هر روز تکرار می شود, مسخره تر است راحت بگذرم. اوضاعی وخیمی دارم. هم از آن وری ها زده شده ام و هم از این وری ها.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۱۲ اسفند ۱۳۸۷
من نه آخرین ام
نه حوصله شرح و توضیح دارم
من فقط یک نفرم
که را خانه را گم کرده ام
اگر خواستید مرا مدد کنید
نه در چشمان من خیره شوید
نه نام مرا بپرسید
باور کنید
در این عمر, در این کوچه
خیلی جواب دادم
احمدرضا احمدی
.
مچاله تر از این نمی شوم.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیدهاند - دیدگاهها خاموش