.

~ ۲۷ فروردین ۱۳۸۸

از این که با بقیه فرق داشت, خوشم می آمد. اولش تفاوت ها جذابند, بعدش هی دنبال شباهت ها می گردیم, چیزی که یافت نمی شود.

پری فراموشی/ فرشته احمدی

لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاه‌ها خاموش

ممنونم نامجو, ممنونم که این را خواندی

~ ۲۴ فروردین ۱۳۸۸

ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش

داوری داوری داوری در کار بود

کاشکی کاشکی کاشکی کاشکی

قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار بود  (+)

لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

این منم

~ ۱۹ فروردین ۱۳۸۸

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

به همین آسونی

~ ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

از این جمله متنفره : جلسه دارم. جلسه دارم. جلسه دارم. جلسه دارم. جلسه دارم ….

یه روز وسط همین جلسه ها می شنوی که بریده و دیگه خیلی دیره ….

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

.

~ ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

همه چیز آوار می شود و تو می مانی و ویرانه هایی که هر کدام شان محل تولد هزاران خاطره است. می دانی چه می گویم. اما خوشحالم که از زلزله ها و ویرانه های روزهای زندگی ما کسی عکس و خبر و مخابره نمی کند.

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

اون سه راه هم خاطره شد فقط

~ ۱۷ فروردین ۱۳۸۸

فیلم پاسداشت آزادی رو می دیدم. یک جوری شدم. کسایی که نسیم بودن و این ها می دونن چی می گم من. خیلی دلم تنگ شد. یک جاهایی این شعار رو می شنیدم: تنها سه راه باقی مانده است: دموکراسی, دموکراسی, دموکراسی. حالا هم سه راه باقی مونده واقعا؟ آخر فیلم هم یک تکه مناجاتی از خاتمی داره. دیگه حسابی بساط خاطره و نوستالژی و این ها به راه بود. ما چقدر خوب بلدیم افسوس بخوریم. خیلی خوب ها.

پ.ن: این نوشته معصومه ناصری هم حرف دل من رو زد. نیازی به گفتن من یکی نیست دیگه.

لینک مستقیم | در ازای زندگی - بدون نظر