~ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸
ساعت؟ شش صبح دومین روز ماه رمضون. نمیدونم دقیقا چندمه مرداد یا شهریوره چون هنوز در از بیست و دوم خرداد من در یک زمان و حال و شرایط به سر می برم. صدای میرحسین رو گوش می دم. با عکسهای سمیه بازی در فتوشاپ بازی میکنم. هی می زنم از اول صداش بیاد. جملههاش تکرار بشه. چقدر عادت کردم به این صدا. به آرامش و صداقت این صدا. عاشقشم. ریختم توی امپیتیری پلیر که همه جا با من باشه.
راستی دیشب توی خواب سمیه اومد توی بغلم. من سرم رو گذاشتم روی شونه سمت راستش.
— لینک مستقیم | دیوارها قد کشیدهاند، گنجیشک دلم می زنه پَرک - دیدگاهها خاموش
~ ۲۸ مرداد ۱۳۸۸

ساده بگم که فهمیدن به همین سادگی و چهارشنبه سوری و شب های روشن کار هر کسی نیست. فهمیدن حس طاهره و مژده و رویا نیاز به حس های اضافه ای داره. وقتی هم فهمیدی نمی شود کلمه کنی و بنویسی. دردش همین جاست که باید فقط کسی را پیدا کنی و تکه های فیلم رو دوباره تعریف کنی و بدانی که با طرف مقابلت حس های فراتر مشترکی راجع این صحنه داری. من چیزی نمی گم از آونجایی که طاهره با گریه پودرها رو با دستش صاف می کرد یا وقتی که هی لوسترش را خاموش و روشن می کرد و زندگی اش رو می دید در این خاموش و روشن کردن.
.
راستی دردها و حس های غریب زنانه رو فقط بعضی زن ها می فهمند.
— لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۲۵ مرداد ۱۳۸۸
لجن پراکن خونه فارس / من
۱٫ قبل از شروع مراسم شیر و کیک به عنوان صبحانه میان متهمان و شرکتکنندگان در جلسه دادگاه توزیع شد/ دستتون درد نکنه. چی جوری جبران کنیم؟ نمک پرورده کردین.
۲٫ پیش ازآغاز علنی دادگاه، قاضی مرتضوی دادستان تهران برای لحظاتی در بیرون دادگاه دیده شد که به نظر میرسید برای هماهنگیهای لازم حضور یافته است/ کیه که ندونه این هماهنگی های خبیثانه چیه؟
۳٫ با حضور فرزند یکی از نمایندگان اصلاحطلب مجلس شورای اسلامی در میان متهمان چشمان خبرنگاران و دوربینهای عکاسان به سوی وی نشانه رفت/ بی شرفی تا چه حد؟ فقط و فقط عکاس لجن پراکن خونه فارس هست که این طور عکاسی می کنه. گیر می ده. مرض داره.اگر عکس های سایر خبرگزاری ها رو ببینین متوجه نیات می شید.
۴٫ پس از قرائت کیفر خواست عمومی کلیپ تصویری با نام ” افسوس ” و موضوعیت چگونگی تخریب اموال عمومی در دادگاه پخش شد/ خوبه که دادگاه قابلیت مولتی مدیایی رو هم پیدا کرده. این هم پیشرفتی از طرف از زمان دولت مهرورز.
۵٫ زمانی که وکیل مدافع یکی از متهمان برای دفاع از موکل خود اشتباهاً به سمت جایگاه متهمان حرکت کرد قاضی صلواتی به وی هشدار داد که شما باید در جایگاه وکلا قرار گرفته و در آنجا از موکل خود دفاع کنید/ واقعا کاردانی و با کفایتی همچین قاضی در همچین بیدادگاهی رو فقط خودشون دارن.
۶٫ دادگاه رسما رأس ساعت یک و سی دقیقه ظهر به پایان رسید/ غیر رسما کی تموم می شه این کثافت کاری ها؟
.
دوست داشتید این جا بخونید که امروز آقای اعزامی چه کرده با اعصاب قاضی. ممنونم جناب.
— لینک مستقیم | تمجیدی جات، در ازای زندگی - دیدگاهها خاموش
~ ۱۳ مرداد ۱۳۸۸
و حالا روزگار آرزوهای نجیب من دیگه سپری شده …
— لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیدهاند - دیدگاهها خاموش
~ ۱۱ مرداد ۱۳۸۸

مهدی مقیمی مهربان برادری برای من است. ندیده بودمش. دوری اش از ایران, دوری ام از ایران باعث ندیدن ها شده بود. تمام دیدن ها و حرف ها زدن ها را مدیون فیس بوک بودم و بس. برای انتخابات که ایران بودم دیدمش. چند دفعه ای دور هم جمع بودیم. مهربان بود. نیاز به توضیح زیادتری است؟ زلال بود. صدای خنده های جانانه اش توی گوشم است. همون روزها که آخرین بار سمیه و دیگر دوستان زندانی شده را دیدم مقیمی را هم دیدم. من که از جزئیات دستگیری اش با خبرم می دانم لباس زندانی, نشستن در ردیف دوم و همه چیزهای دیگر کار حیوان صفتانی است که خوی کثیفی دارند.
انتظار دیدن مقیمی را هم اضافه می کنم به دیدن سمیه, امین زاده, جلایی پور, نبوی و … . حرف اضافه ای هم ندارم بزنم که این روزها خوب تا ته وجودم سوخته ام و خواهم سوخت.
— لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیدهاند، گنجیشک دلم می زنه پَرک - دیدگاهها خاموش