محض چیزی نوشتن

۲۹ بهمن ۱۳۸۸

باور کردنی هست که داره می‌شه یک سال. سه چهار ماهی بیشتر نمونده. از الان عزای چند روز آخر اسفندماه رو گرفت‌م. بار غم عجیب و سنگینی برام داره اما مطمئن‌م امسال بدتره; حتی خیلی زیادتر. بعدش هم یکی نیست به من بگه گیرم که شد یک‌سال یا حتی سه سال می‌خوای چی‌کار کنی؟ همون بهتره برم سراغ سریال دیدن‌م که پر از آدم‌های بد و خبیث‌ه. شبیه همون ‌هایی که نزدیک یک سال‌ه برا ما آدم شدن. زندگی همین‌ه دیگه, مگه نه؟

نظرات بسته است