سر آغاز
۱۰ دی ۱۳۴۸
به نام شاهد و می به نام تار و تنبور و دف و نی
به نام عاشقان لاابالی به نام هم نشینان خیالی
به نام دست های جام بردار به نام عاشقان رفته بر دار
به نام مجلس بزم شبانه به نام سرور این آشیانه
خوشا جامی که مولا در کفم داد به دستی دیگر او دفم داد
خوشا رقصان در آیم من به کویش ببوسم دست و رخسار نکویش
خوشا آن دم که از او می نویسم ز رقص و ذکر یاهو می نویسم
صدایم داد تا از او بخوانم که من هم درد غربت را بدانم
خوشا با نام مولا باده خوردن چو درویشان عاشق جان سپردن
به حق باده نوشان می حلال است که مستی افتخاری بی زوال است
به دور اولم ساقی ولی بود ولی دیدم که ذکر او علی بود





متولد دی ای؟!
پ.ن: کامنتارو وا کن، ثواب داره!