.

~ ۲۷ دی ۱۳۸۸

برای من این‌طوری‌ه:

بعد اومدن اولین‌جا: بهشت زهرا. قبل رفتن: آخرین‌جا بهشت زهرا… خوب‌ه. راضی‌م. دوست دارم. تو بهشت زهرا غریب نیستم. غریب و بی کس نیستم. مهمونی‌ه خوب و شلوغ پلوغی‌ه.

لینک مستقیم | در ازای زندگی - دیدگاه‌ها خاموش

زمزمه هر روزم

~ ۱۸ دی ۱۳۸۸

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (۲۵۵) لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۲۵۶)‏ اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ*

* سوره بقره

**بدرقه راه‌شون که جز این کاری ازم ساخته نیست. هیچی جز دعا …

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

.

~ ۱۵ دی ۱۳۸۸

اون شب آسمون تقریبا خیلی ابر داشت. از پشت پنجره اتاق‌م برای دیدن ماه باید یک کمی سرم رو بالا می‌گرفتم و چشم‌هام رو متمایل به راست می‌کردم. بارون قطع شده بود. ماه که فکر نکنم حرکت می‌کرد. ابرها هی با  ناز و ادا جلوش مانور می‌دادن. علیرضا قربانی هم توی گوش من یک بند می‌خوند. من هم وا داده بودم به خودم. اجازه داده بودم به هر چیزی فکر کنم. بد هم نبود. به اطمینان هم رسیدم حتی. الان انگار حالیم شده. به یک سری آدم خاص هم فکر کردم. ام‌پی‌تری هم سنگ تموم گذاشته بود. رندوم‌وار چیزهایی پخش می‌کرد که نفسی باقی نمی‌ذاشت. کم نیاوردم اما. تا خود شش صبح. یک پا پشت پنجره مثل میخ وایسادم. الان اما نشستم روی صندلی. زل زدم به این‌جا. چیزی هم توی گوش‌م نیست. صدا رو پخش کردم توی خونه. دائما به خودم می‌گم: دل‌ت دریا نیست دختر. دریاست؟ اگر بود که این  ندیدن‌های ساده پر درد رو نمی‌دیدی. بلد بودی نیشخند بزنی. پشت‌پا بزنی. دیدن و شعور به خرج دادن برای اون‌ها سخت بود. برای تو چی؟ شعور عذاب ندادن خودت رو داشته باش. داری؟ می‌تونی؟ بُریدن رو تمرین کن. زود و سریع.

.

بُریدن کار تمرین برداری نیست. هنر می‌خواد که یک آن بری. من رفت‌م. فکر می‌کنم البته. هنرمند نیستم. اصلا و بی‌ هیچ چون و چرایی اما فکر می‌کنم دل‌م از خیلی‌ها بریده شده. مغزم از سنجاق شدن منفوریات ریز عده‌ای مثل تابلوی اعلانات مدرسه پر سوراخ‌های ریز کنار هم شده. باید تلاش کنم. باید زور بزن‌م تا  به کل از یادم برن. پاک. محو نه. پاک بشن. اما مگه به همین آسونی‌هاست. شما هم اگر این‌جا رو دیدی و خوندی زیاد تلاش نکن چیزی از نوشته من و حرف‌م بفهمی. بعله, خود شما…

لینک مستقیم | اراجیف خاص‌گونه، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

آخ, کشورم

~ ۹ دی ۱۳۸۸

هر چقدر هم که بیان حتی صد میلیون, حتی اگه اعلام کنن همه شیعه‌های دنیا, از زیر اقیانوس‌ها و ته جنگل‌های آمازون و ما بقی جاهایی که آقای با ادب علم‌الهدی ازشون خبر داره  همه امروز فریاد مرگ بر منافق سر دادن و همه خواستار محاکمه و اعدام موسوی شدن باز هم من و تو و سهراب و کیانوش و ندا و میرحسین و الهه و روشن و مابقی همه‌مون پیروزیم و دل‌مون سربلنده. همه اون جماعت که امام حسین و محرم رو مال خودشون می‌دونن بدونن ما یک مشت بزغاله‌ی گوساله به قول آقای با ادب علم‌الهدی همه جا هستیم. خار چشم‌هاشون. همه جا جاری و رها هستیم. سبک و چابک. چه هراسی از گلوله و فریاد و باتوم و زبون گزنده شما؟ تا فردای قیامت تا می‌تونین به طور خودجوش آن هم با دمای جوش منفی پنج درجه بریزین تو خیابون‌ها و ساندیس و کیک بخورین و شعارهای آموزش گرفته‌تون رو پس بدین. راستی ممنون که امروز خر و الاغ رو با تن نقاشی شده نیاوردید توی خیابون‌ها.

عکس سهراب رو هم گذاشتم تا دل‌م آروم نگیره که اگه آروم بگیره من, من نیستم.

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - دیدگاه‌ها خاموش

ما رایت الا جمیلا

~ ۷ دی ۱۳۸۸

او میرحسین موسوی به قول خودش فرزند کوچیک ملت ایران است. زل زدم به عکس‌ش. آهنگ گلادیاتور گوش می‌دم. دیروز خواهرزاده‌ش رو کشتن. جایی خوندم که  در مقابل اصرار اطرافیان‌ش  گفته که علی ، مثل سهراب و اشکان و بقیه جوانانی بود که شهید شدند و هیچ فرقی با بقیه ندارد. زل زدم به عکس‌ش که مال همین چند ساعت پیش‌ه. شاید توهم و فکر من باشه اما چشم‌های میرحسین مثل همیشه نیست. من حتم دارم مثل همیشه نیست.  همین آهنگ گلادیاتور رو باید بذارم روی این عکس بمونه تا غم این چهره و غم‌های دیگه توی وجود من و اتاق‌م  ته نشین بشه که باز هم به قول قیصر اگر داغ بود ما دیده‌ایم هر چند انگار تمومی نداره. اما قد داغ  اتفاق‌های دیروز خیلی بلند بود. داغ‌ بزرگی که توی دل ما جا نمی‌شه. مطمئن‌م جا نمی‌شه…

لینک مستقیم | در ازای زندگی، دیوارها قد کشیده‌اند - ۸ نظر

.

~ ۶ دی ۱۳۸۸

توی ماه محرم, روز عاشورا آدم کشتین با گلوله؟ آفرین به دین‌تون. به تربیت ناب اسلامی‌تون. به فرمانده‌‌تون. اسطوره شرافت و غیرت هستین شماها. چه با لباس نظامی چه بدون اون با ریش و پیرهن‌های روی شلوار. ناز شست‌تون که خوب درس‌تون رو پس دادین. یزید و شمر و آل زیاد و این‌ها جلوی شماها لنگ می‌ندازن. باور کنین. خسته نباشین. حالا برید خستگی‌هاتون که در شد. یک جای بزرگی هست. برید سینه بزنید برای امام حسین و بعدش هم شام‌تون رو توی این سینی فلزی‌ها بخورید و با موتورهاتون برگردین خونه‌هاتون. وجدان؟ اسم‌ش رو نیار که شما توی خواب‌تون هم ندیدن‌ش. مثل پشت گوش‌تون. زیاد هم به خودتون فشار نیارید. امروز زیادی ترس و دلهره داشتین. برای قلب‌های سیاه‌تون خوب نیست. شما نباید به مرگ طبیعی بمیرین.

.

امروز یه مشت تفاله وحشی بودین. یادتون نره فقط. ما هستیم. همه جا. جاری هستیم. چشمای پر خون‌تون که دید امروز؟

لینک مستقیم | تمجیدی جات - دیدگاه‌ها خاموش